تلاش میکنی روشنفکر زندگی کنی.... علم.... دین ..ثروت ... تساوی ....پیش میری روی پای خودت....... دلتو به وسعت دل یک مرد بزرگ می کنی... از تنت به اندازه تن اون کار میکشی .... میاد از تو ذهنت ... فکرت ... خیالت .. گذر می کنه ... همچین که هیچ کسی مث اون تو رو نفهمیده .... دست میزاره رو دلت... می برش با خودش ... تمام ذهنت رو .. جسمت رو ... زندگیتو... بنامش میزنی .... غرورش میشه غرورت... خندش میشه خندت ... غمش میشه غمت ..... دلش میشه دلت .... وجودت میشه وجودش
و تا بخودت میای می بینی نه غم و خندش مال تو بود نه دلش برای تو.... تویی که مال اونی.... تو مال اون شدی .... جزئی از اموال یک مرد ... برمی گردی به اصالتت .... زنده به گور شدنت
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 15:17  توسط زری
|
جایی می خواندم
واحد اندازه گیری فاصله " مــتــر " نیست ... " اشتیاق" است....مشتاقش که باشی،.......... حتی یک قـدم هم فاصله ای دور است .....
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 12:33  توسط زری
|
+
نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 10:38  توسط زری
|
دلم میخاد همه خاطرات با تو بودن رو بندازم زمین .... با سر پنجه پای راستم لهشون کنم .... پامو بردارم و یه تف نثارشون کنم.... جلوی چشای خودت... تا خوب خوب خورد شی
+
نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 9:12  توسط زری
|
گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است
ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 11:52  توسط زری
|
«هیچ انتظاری از کسی ندارم!» نشاندهندهء قدرت من نیست !
بازتابِ خستگیم ازاعتمادهایی شکسته است
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 8:56  توسط زری
|
سرم را روی بازویت که میگذارم آرام می شوم و آرزو میکنم پدر بچه ام شوی...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 13:55  توسط زری
|
در رختخواب گره خورده خوابیدم ... از پشت بغلم میکنی ... دچار دو حسی می شوم ..... یک ترس و یک امید... صدای خرو پفت رامی شنوم ... حالا رویت را هم بر میگردانی..... به وضوح حالم بد است ... نیاز به آغوشی مستمر دارم... یه بغل محکم تا بغضم را بترکانم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 13:57  توسط زری
|
بهتر است که در این دنیا فکر کنم خدا هست و وقتی به دنیای دیگر رفتم بدانم که نیست .
و این بسیار بهتر از این است که در این دنیا فکر کنم خدا نیست و در آن دنیا بفهمم که هست .
+
نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 15:21  توسط زری
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 9:27  توسط زری
|