تبليغاتX
...

...

دلم میخواد حسینی شم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 2:13  توسط زری  | 

....

 

دیروز در حالی که کتابم جلوم باز بود و خیر سرم برای درس خواندن پشت میز سنگر گرفته بودم اوضاع و احوال اداره و اتفاقاتی که این چند پیش افتاده بود رو مرور می کردم یه عالمه همه کارمندا رو انتقاد کردم و خودمو تو موقعیت های مختلف تصور کردم خیلی هارو نصیحت کردم و انتها رسیدم به رئیس که تصمیم گرفتم نامه بهش بدم که به فکر ایجاد صلح و دوستی بین اعضا بیافته و تدابیری لحاظ کنه. داشتم نامه رو تو ذهنم می نوشتم که خواهرم سرو کلش پیدا شد داد زد زهرا من یک ساعته پیش که می رفتم از اتاق بیرون تو همین صفحه رو می خوندی الانم هنوز همونجایی؟!!!

من تازه فهمیدم که باید یکساعت اضافه کاری برا اداره رد کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 23:46  توسط زری  | 

دوسش داری؟

دوستت دارم" را

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام!"

این گل سرخ من است!

 

تو هم، ای خوب من! این نکته به تکرار بگو!

این دلاویزترین شعر جهان را، همه وقت،

نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو!

"دوستم داری"؟ را از من بسیار بپرس!

"دوستت دارم" را با من بسیار بگو! 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 23:42  توسط زری  | 

....

 

ای بارون نباری زیاد / می ترسم که سیل بیاد / اگه سیل بیاد دل من می ره ز  یاد

.

.

دل من نباشی پا برجا / یا سیل بکندت ز جا / اگه نکنی یاد /  از اونیکه داد /  قلبشو برات

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 0:10  توسط زری  | 

همه خوبها مال تو / همه بدها مال من

هر چه راست مال تو / هر چه دروغ مال من
هر چه زیبا مال تو / هر چه زشت مال من
هر چه عشق مال تو / هر چه دلتنگی مال من
هر چی صاف مال تو / هر چه سنگه مال من
 هر چی مهر مال تو / هر چه بی مهر مال من
هر چه یاد مال تو / هر چه تنهایی مال من
هر چه ناز مال تو / هر چه منت مال من
هر چه ساده مال من / هر چه بی وفایی مال من/ هر چه هیچی مال من ...
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 12:6  توسط زری  |