تبليغاتX
...

...

.........

 

امروز بزرگتر شده ام خیلی بزرگتر و به همه اندازه بزرگتر شدنم آرزوهایم کوچک شده است. می دانی از کجا فهمیدم؟ چون امروز دلم آرزوی دیدن تو را دارد.. آه از دست این دلم ! آخر کی او بزرگ می شود؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 10:53  توسط زری  | 

...........................

از آبگوشت بدم میاد

از کفشام بدم میاد

از راننده سرویس ظهرامون بدم میاد

از تابلویه بالا سرم تو اداره بدم میاد

از خونمون بدم میاد

از اتاقم بدم میاد

از پله های خونمون بدم میاد

از استاد........بدم میاد

از صدای کلاغ سر صبح بدم میاد

از آدمایه عوضی بدم میاد

از بوی پا بدم میاد

از کارت تجارت بدم میاد

از ایمیل باز نشدم بدم میاد

از تو بدم میاد

از خودم بدم میاد

.

.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 23:52  توسط زری  | 

.....................

کاغذ هست و قلم و اجبار نوشتن و خالی شدن،

اینطور عادت کردم که خلا های زندگی را پشت کتاب و کاغذ قایم کنم تا دلم می گیرد و می خواهد که با کسی حرفی نزند به کتاب پناه می آورم حتی اگر نخوانمش پشت صفحاتش قایم می شوم. گاهی هم که قلم نی بیچاره را آنقدر روی کاغذ فشار می دهم که صدای هر دوشان در می آید. اینهم از حال و روز دل من است که با لبخندی می خندد و با نگاه سردی پرپر می شود و از بس که به تنهایی و نبودن "تو" گذرانده برایش کم کم دارد عادی می شود و شاید هم که دیگر نخواهد ببیندت!! این خوب است یا نه؟ دلم گفته که رازش را برای "تو" فاش نکنم ولی دست خودم نیست "تو" از من نشنیده بگیر. چندی است نه انتظارت را می کشد نه می خواهد ببیندت. می گوید که آرام گرفته و نه لبخندت شادش می کند و نه نگاه سردت پرپرش!

راست می گوید یا دروغ، نمی دانم ،میگوید با نبودنت کنار آمده و اینطور راحت تر است که یادت نکند، نخواهدت و خودش را به خطر فراموش شدگی و نارفاقتی از سوی تو هم نمی اندازد.

نمی دانم که کارش درست است یا نه ولی این را بدان که اگر آرام هم گرفته باشد، بدون تو،  آرامشش را نمی خواهم.

نه نمی خواهم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 0:26  توسط زری  | 

...................

 

ماهی مهربون من

دلم به اندازه تمام حجم تُنگ تنهاییمون برات تنگ شده

اگر آنجایی رفته بودی که می دانستم دوست داری بیشتر طاقت دوری ات را داشتم تا حالا که جایی رفتی که می دانم دوست نداری. کاشکی زود برگردی.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 23:46  توسط زری  |